محمد باقر شريعتى سبزوارى
257
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
هدايت ميل و لذت و اراده و انديشه انجام دهد و در حقيقت اين امور به منزلهء ابزارهايى هستند كه طبيعت حيوان براى طى مراحلى كه بايد بپيمايد آنها را به كار مىبرد و ازاينرو حيوان نيازمند به يك سلسله فعاليتهاى ارادى است تا بتواند حيات و بقاى خويش را حفظ كند . هر فعل ارادى چون با انديشه انجام مىيابد قهراً از شعور حيوان مخفى نيست ؛ يعنى حيوان به افعالى كه در ظاهر بدن وى با مداخلهء اراده و انديشه انجام مىيابد آگاه است و نيز چون هر فعل ارادى براى غايت و منظورى انجام مىيابد حيوان بايد به غايت فعل خود آگاه باشد پس حيوان در كارهايى كه با مداخلهء اراده و انديشه انجام مىدهد بايد به خود آن افعال و به غايت و نتيجهاى كه از آن افعال عايد حيوان مىشود آگاه باشد ، بلكه چون افعالى كه حيوان به تحريك طبيعت انجام مىدهد سر و كار با مادّهاى از مواد خارجى دارد ؛ يعنى آن افعال يك نوع تصرفاتى است در مادّهاى از مواد خارجى بايد مادّه متعلّق فعل خود را نيز بشناسد و بالاتر اينكه بعضى از افعال حيوان تصرفاتى دقيق و پيچيده و صنعتى است كه از طرفى اطلاع حيوان را به كيفيت مخصوص اين عمل ايجاب مىكند و از طرف ديگر مستلزم مهارت عملى حيوان است ، از قبيل همهء اعمال فنى و صنعتى است و مانند اعمال غريزى شگفتانگيز حيوانات و بالاخص حشرات كه در كتب حيوانشناسى مسطور است و تعجب هر بيننده يا خوانندهاى را برمىانگيزد . پس هر فعل ارادى كه از حيوان سر مىزند مستلزم انديشهها و شناسايىهايى است و لا اقل شناسايى خود فعل و غايتى كه از آن فعل بايد منظور حيوان بوده باشد . علاوه بر اين افكار و انديشهها ، كه گفته شد هيچ فعل ارادى بدون آنها تحقق نمىپذيرد ، به عقيدهء اين مقاله يك رشته انديشههاى اعتبارى نيز در كار است كه در مقدّمهء هر فعل ارادى لازم است . على هذا هر فعل ارادى كه از حيوان سر مىزند مسبوق به يك سلسله انديشههاى حقيقى و يك سلسله انديشههاى اعتبارى است . « 1 » حالا بايد يك نظرى كلى و اجمالى به اين
--> ( 1 ) . مارى كه بهوسيله انسانى زخم خورده باشد اگر انسان ديگرى به او نزديك شود تا مداوا كند مار زخمخوردهبه گمان دشمن بودن ممكن است به او نيش بزند . سگى كه به خيال دشمن بودن صاحب خود را گاز بگيرد پس از اينكه بفهمد سخت غصه مىخورد . اين افعال دليل ادراكات اعتبارى در حيوانات است